صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
429
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
( 1 ) مرحلهء دوم ، نقشى نوين صلح حديبيه ، سرآغاز مرحلهء تازهاى در زندگانى اسلام و مسلمانان بود . از ميان دشمنان سهگانهء اسلام يعنى ، قريش ، غطفان و يهود ، از آغاز تا عقبنشينى از ميدان نبرد به عرصهء صلح و امنيت ، سرسختترين و ستيزهجوترين آنان نسبت به اسلام ، قريش به حساب مىآمد كه در هم كوبيده شدند . قريش ، نمايندهء بتپرستى و شاخص و مدعى رهبرى در سرزمين جزيرة العرب به شمار مىرفت . احساسات و عواطف تند بتپرستان تنزل كرد ؛ حملهها و توطئههايشان فرو ريخت و تحريكات و آشوبگرىهاى غطفان خاموش گشت . و اگر گاهى آنان خود را نشان مىدادند ؛ به خاطر توطئههاى يهود بود كه پس از اخراجشان از مدينه ، در خيبر گرد آمده و آنجا را لانهء توطئه و نيرنگ خويش كرده بودند . مردان شيطان صفت در آنجا به آشوب و جمعآورى افراد نااهل ، مشغول گشته ، آتش افروزى مىكردند و اعراب وابستهء [ سادهلوح ] اطراف مدينه را تحريك مىنمودند و آنان را نزد خود جاى مىدادند تا عليه پيامبر و مسلمانان آشوب برپا كنند و خسارات فراوان به مردم مدينه برسانند . بنابراين ، اولين اقدام قاطع از سوى پيامبر پس از قرارداد صلح حديبيه ، يورش بردن به آن لانهء فساد و توطئه بود . ( 2 ) اين مرحلهء نو ، پس از حديبيه ، آغاز گشت و فرصتى بزرگ براى نشر دعوت اسلامى و تبليغ دين به مسلمانان بخشيد و بسيار شادمان بودند كه توان فعّاليّت نظامى آنان افزون مىگشت . اين مرحله به دو بخش ، تقسيم مىشود : 1 - فعّاليّت در ميدان دعوت و نامهنگارى با شاهان و فرمانروايان . 2 - فعاليّت و اقدام نظامى و رزمى